خرابه ی عریان دل
که به چشمت حقیر می آید
یادش به خیر
از درون شادش !
راستی ،
زلزله ی نگاهت چند ریشتر بود ؟
دست مرا بگیر،
همین یکبار…
توی همین شعر با من قدم بزن…
شاید همین الان ،
سیلی، در راه آمدن باشد
زلزله ای ، در شرف وقوع
و من ، هنوز به < تو > نگفتم:
دوستت دارم ...
مرگ من یا توست بیشک، آن ستون، آن سقف، آنک!
کاینچنین از ظلمت شب، بهره میگیرد کمین را
مادری آنک به سجده در نماز وحشت خود
خسته میساید به خاک کودکان خود جبین را
درد است که می زاید ؛
تو اگر ترکم کنی .
اینجا کودکان یک شبه می زایند ؛
حجم دردهای مشبک رازگون را .
اینجا کودکان مشترک
با هزار حنجره ی مشترک
فریاد می کشند ؛
و بر سر انگشتانشان
یاس کبود ،
و بر لبانشان
هزار سبابه ی سکوت .
تو هم اگر ترکم کنی ؛
نه
این درد ترکم نمی کند .
باد که بوزد ؛
خورشید هم به تنگنا می افتد .
و این تو نیستی ؛
که به سادگی گلگون می سازی ؛
سنگ فرش زمین را .

سرما خوردم .
یکم بی حالم
.2تا3 روزی میشه کمتر میام نت
یک ملیکا ایی
نسترنی
رها موسوی
مهسای
چیزی
هم نیست واسمون سوپ شلغم بار بذاره
بچه هم ندارم بقلشون کنم گرم شم
کللا بچه ها خوبن مخصوصا دختر چشم رنگی داشته باشی که بابایی باشه ...

برف ها داره آب میشه ولی هواشبها سرده
قدرت یی خدا شبها همچنان از شددت سرما از خواب می پرم
دارم با خودم فکر می کنم توی این سرمای استخوان سوزی که هست اونم توی آذربایجان زلزله اومده مردم شب ها رو چطوری سپری می کن ان بهش فکر که می کنم بیشتر سرد ام میشه و بیشتر یخ می زنم ...
بقول اون وبلاگه خدایا : " ایران رو سایلت کن 
رو ویبرس
"


مملکته که داریم 
2 تا دوقلو هستند گاهی از جلوی محل کار من رد میشن.
هر موقع میرن و میان با پدر مادرشون هستند دست همدیگر رو گرفتند آنقدر با نمک و خواستنی هستند .

درست دقت نکردم ولی فکر کنم چشم هاشون رنگی باشه .

از اون ها که من خیلی دوست می دارم. 
دیشب آقا اومدن از جلوی مغازه ما رد شدن من خواستم بپرم بیرون بقلشون کنم
کلی ماچشون کنم 

بس که اینا خواستنی و خوب هستند .
اگر ملیکا یا اون نسرین یا نسترن یا چمیدونم رها موسوی با من ازدواج کرده بودند من هم 2 تا دوقلو چشم رنگی داشتم یکی پسر یکی دختر انگاری دنیا رو بهم داده بودند
خیلی من بچه ها رو دوست دارم بقل کنم ماچ
( فلیشنگی = پشت سر هم پیاپی ) کنم. برام دعا کنید من زودتر یک پولی بدستم برسه منم به زن وبچه برسم بچه های چشم رنگی داشته باشم آخه خیلی دوست دارم






رسول اکرم(ص):
کسی که به خاطر دین و ایمان کسی با او ازدواج کند،خداوند همه دنیایش را برای او فراهم میکند.
اگدن ناش:
ازدواج پیوند دو فرد است؛یکی از آنها هرگز تولد ها را به یاد نمی آورد و دیگری کسی است که هرگز فراموش نمیکند.
سقراط:
پند من به تو این است ازدواج کنی:اگر همسر خوبی پیدا کنی که خوشبخت خواهی شد؛وگرنه فیلسوف میشوی.
تئودور داستایوفسکی:
منظور از دوست داشتن یک فرد،دیدن اوست به همان شکلی که خدا خواسته.
جان استیل:
زن بهترین مربی انسان است،زیرا تعالیم او جنبه محبت و انسانیت دارد.
استفان آر.کاوی:
نخست در پی درک کردن باش و آنگاه در پی درک شدن.
لئو بوسکالیا:
کسی را پیدا کن که تو را به خاطر اختلافهایت دوست بدارد نه علیرغم آنها؛و (آن وقت) تو عاشقی برای طول عمر پیدا کرده ای.
هنری وارد بیچر:
هرگز ندانستم چگونه ستایش کنم،تا آنکه آموختم چگونه دوست بدارم.
جرج رامیش:
بخشش بوی خوش بنفشه ای است که باز محکم به پاشنه کفشی که آن را له کرده است میچسبد.
اچ.ال.منکن
مردان روزگار بهتری نسبت به مردان دارند؛اولا چون دیرتر ازدواج میکنند؛ثانیا چون زودتر میمیرند.
ناشناس:
دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو؛بلکه به خاطر شخصیتی که به هنگام با تو بودن پیدا میکنم.
برنارد شاو:
عشق خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه آدم های معمولی است.
کریستین:
برای ازدواج کردن،بیش از جنگ رفتن شجاعت لازم است.
اینیشتین:
مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را میبوسد با ایمنی رانندگی کند، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن است نمیدهد.
تامس.آ. هریس:
عشق تنها به چشمان یکدیگر خیره شدن نیست،بلکه متفقا به بیرون،به جهت معینی نگاه کردن است.
پیتر دو وری
مشکل ازدواج این است که ما عاشق شخص میشویم،اما باید با شخصیت او زندگی کنیم.
ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کسانی که داخل شهرند سعی دارند ازآن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند!
فرانکلین
* زندگی زناشویی مثل تاتر است: مردم صحنه زیبا و آراسته آن را می بینند درحالی که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ریخته و پرماجرای آن سر و کار دارند.
فرانسیس بیکن
* تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود!
سامرست موام
* ازدواج با یک زن مثل خریدن کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت ویترین تماشایش کرده اید اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیمان می شوید..
جین کر
* ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن ، آدم دیگری می شوند موضوعی ناامیدکننده است.
ساموئل راجرز


بقول تراویس بیکل بوس ماچ فلیشنیگی = پشت سرهم مورتال کمباتی 










دیشب داشتم با خودم فکر می کردم .
خیلی کلنجار رفتم تا بخوابم شب ها مثل تراویس بیکل خوابم نمی بره .
یادم نمیره انگار هنوز همین دیروز بود...
با ملیکا یا " س " می رفتیم بیرون تهران یک جای هست شمال شهر... آبشار داره... منظره و آب و هوای خوب داره... رفتیم کباب خوردیم با 10 هزار تومان 15یا 16 سال پیش بود...با چند نفر دیگه ... الانه به هر کی بگی بهت میخنده یا فکر میکنه بهش داری سر کاری میدی ( یا سرکارش می گذاری ) ... الان من باید با ملیکا می رفتم بیرون
برف بازی تاب سرسره 
بهش برف پرتاب می کردم 
اونم میومد برف توی کلاهم می ریخت که وقتی سرت می ذاشتی
برف ها برن توی یقه ات کلی کیف و حال می داد 


بعد با یک ماشین می رفتیم طرقبه شاندیز مشهد کیم بستنی می خوردیم
و بقول اون وبلاگه : " خدا رو شکر می کردیم که سالم هستیم و مثلا 20 تا بچه چشم رنگی داریم "


یک ماست و پنیر وسبزی هم می خوردیم خدا رو شکر می کردیم زندگی هم می گذشت 



اون طراحی داخلی خونه ها رو بعهده می گرفت ... یک طوری گذران زندگی می کردیم 

الانه ملیکا نیست که...
گفتم یک عده گفتن رفته خارج از کشور 

من باید از صفر شروع کنم و بدنبال یک ملیکا جدید صفر کیلومتر آبشن دار باشم 

بقول ویلیام شکسپیر :زندگی تنها سایهای است گذرا،
بازیگری بینواست
که ساعتی بر صحنه میخرامد
و به شور و هیجان میآید
و سپس دیگر آوایی به گوش نمیرسد.
افسانهای است خشمآلود و پرخروش
که ابلهی حکایت میکند
و هیچ معنی ندارد...
مکبث
ویلیام شکسپیر
بقول تراویس بیکل بوس ماچ فلیشنگی ( مورتال کمباتی = پشت سر هم )













دو اتومبیل به رنگ های آبی و قرمز وجود دارد که ماشین آبی با سرعت 60 مایل در ساعت و ماشین قرمز 40 مایل در ساعت حرکت می کند. زمان شروع حرکت هر دوی آن ها یکی است اما این دو اتومبیل در یک نقطه از یکدیگر عبور می کنند. چگونه ممکن است؟
ادامه مطلب ...