ای بابا یک سایتی بود بنام مای پردیس ...
داشتیم اون جا زندگی می کردیم 
یکی بود سال 1382 اسمش " س " بود اولین بار دیدمش ما رو برد تهران یک جای بالا شهر بهمون کباب دادن
از اون ببعدش من بهش گفتم ملیکا
چون ماشاالله ایشالله مثل سرو و چنار های که شیراز میری می بینی شون بود
یک قسمتی داشت خیلی بامزه بود ویرایش پروفایل می زدی می اومد هر روز می رفتم یک قسمت شو پر می کردم

حالا سارا کی بود و چی می پخت من نمی دونم 

آقا ما رفتیم داخل یک مقاله زده بودند درباره برق و اتوماسیون صنعتی ما هم
کنجکاو از خدا خواسته وارد شدیم قیافه سایته اولش این طوری بود 


یک " س " دوباره پیدا بشه با 10 هزار تومان البته سال 1382 ماها رو دعوت کنه کباب 

میخواست جیگرشو بذاره توی فریزر
که کسی نتونه ازش بدزده
خودش گفت بخدا اون سال ها 

فکر کن ببین چی میشد اگر می شد 
... دوران خوبی بود نه
بازم براتون می نویسم درباره مای پردیس 


والا از شما چه پنهان یک مدتی است هست دارم شطرنج آنلاین آماتوری بازی می کنم هر کاری می کنم به کاراکتر این ربات گوزن یا بوزغاله می خورم ازش می بازم بابا افت داره
هر کی برد ما رو هم در جریان بذاره اسکرین شات بذاره اونایی دیگه شون رو راحت می برم
با همین بوزغاله شاخدار به مشکل می خورم
از قدیم ندیما از زمان اون ملیکا که گفتم با بوزغاله شاخ دار به مشکل میخوردم
والا بهترین سایت شطرنج که من یافتم و دارم بازی می کنم همین سا یت هست

و یک سایتی دیگه هم هست که از اینجا می توانید وارد شوید اونجا هم برید شطرنج آنلاین بازی کنید

عععععههههههه گروه مای پردیس اینجا چیکار می کنه ؟ ملیکا این چی میخواد


شب بود
شبی جدا از شب های سپری شده
شبی پر از خاطره
پر از هیاهو
پر از احساس پرواز
شبی آکنده از نیاز
شبی بود از شب های اول زمستان
شبی در ظاهر سرد
اما در وجود ما بود گرم
گرم در باطن انسان ها
شبی گرم به خاطر احساس شادی
به خاطر احساس علاقه عاشقان
شبی بود از شب های دی ماه
شبی که همه مردم شاد بودند
همه می خواستند باشند میهمان مهربانی
می خواستند باشند در خاطره این شب جاودانی
آنها پر بودند از عشق
پر بودند از بوی بهار
پر بودند از بوی خاک تازه باران دیده
این شب:
شب یلدا بود
شب خاطره ها
شب با هم بودن و در کنار هم
شب احساس آزادی و رهایی
شب پرواز و جدایی
جدایی از غم و اندوه
شب دوباره زیستن
دوباره نگریستن
نگریست به دنیای پر از زیبایی
با تمام سختی و نگرانی ها
شب زیستن با تمام ای کاش ها و امیدها
بلی
بود شب یلدا
بهترین شب سال های عمر ما
شب یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهارزندگانی استشب یلدا شب فر و کیان است
نشان ازسنت ایرانیان استشب یلد ا و وصف بی مثالش
خداوندا مخواه ،هرگز زوالششب یلدا فراتر از همه شب
نبینم هیچ کس افتاده در تبشب یلدا زحزن و غم مبراست
بساط شادمانی ها مهیاستشب یلدا بیا روشن روان شو
به نزد شاعران همزبان شوشب یلدا شب سال است ای دل
مرا در انجمن ، شعراست محملشب یلدا بلند است و یگانه
نمی گیرد دلم هرگز بهانهشب یلدا کنار دوستان باش
برای ما گلی ازبوستان باششب یلدا به آجیل و ترانه
بساط میوه ها در کنج خانهشب یلدا ، انار و هندوانه
غذا سبزی پلو، ماهی بهانه
در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام
در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام
کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست
کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام
مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام
در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام
در همان یلدا مرا تا صبح ،دل زد فال عشق
فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام
فال تا آمد مرا گفتی که دیگر، مرده دل
وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام
خوب می دانم قماری بیش این دنیا نبود
من ولی در حسرت بُردی، خمارت مانده ام
سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز
از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام
عمرتون صد شب یلدا
دلتون قدر یه دنیا
توی این شب های سرما
یادتون همیشه باما
دل خوش باشه نصیبت
غم بمونه واسه فردا
شب یلداتون مبارک باشه
![]()







هیچ وقت از یادم نمی ره اولین روز مدرسه که رفتم 1369 بود من چون 6 ماه اول سال بودم تونستم همون سال برم مدرسه پاییز 1369
چه روز ها ی خوبی بود
مداد های سو سمار نشان ام رو ور داشتم با یک دفتر 40 برگ کاهی قدیمی خیلی دوسش داشتم نمیدونم چیکار اش کردم
اون زمان ها آوردن اتود که داخلش مغز می خورد واسه ما کلاس اولی ها تقریبا قدغن بود اما من یواشکی یکی رو با خودم آوردم سر کلاس مغزها شم یادمه قرمز و مشکی و یک رنگ دیگه که خاطرم نیست بود قیافه شم اینطوری بود


