zhobin
zhobin

zhobin

مای پردیس 2

ای بابا یک سایتی بود بنام مای پردیس  ... داشتیم اون جا زندگی می کردیم   یکی بود سال 1382 اسمش " س " بود اولین بار دیدمش  ما رو برد تهران یک جای بالا شهر بهمون کباب دادن از اون ببعدش من بهش گفتم ملیکا   چون ماشاالله ایشالله مثل سرو و چنار های که شیراز میری می بینی شون بود  

یک قسمتی داشت خیلی بامزه بود ویرایش پروفایل می زدی می اومد هر روز می  رفتم یک قسمت شو پر می کردم




یکی اون سالها 1384 زده بود هر چی سارا بپزه من میخورم   حالا سارا کی بود و  چی می پخت من نمی دونم

از این قسمت وارد میشدی بمن همون طوری که پست قبلی گفتم یک یوزر مجانی بنام لئوپارد ( به معنی پلنگ ) داد   آقا ما رفتیم داخل یک مقاله زده بودند درباره برق و اتوماسیون صنعتی ما هم کنجکاو از خدا خواسته وارد شدیم قیافه سایته اولش این طوری بود


یک سایت دیگه مای پردیس  با دامنه دات ای آر هم داشتند فکر کنم این طور بود



الانه چی میشد سایت هه رو دوباره راه بندازن  ؟  یک " س  " دوباره پیدا بشه با 10 هزار تومان البته سال 1382 ماها رو دعوت کنه کباب
اون ربکا و آبجی اش چی شدن کجا رفتن ؟   میخواست جیگرشو بذاره توی فریزر که کسی نتونه ازش بدزده خودش گفت بخدا اون سال ها
یا نادر نریمان چی شد ؟ اون آتوسا چی شد ؟ احسان چی شد ؟ بقیشون کجا رفتند و چی کار کردند ؟ یک روز پاشی ببینی دوباره سایته رو راه انداختن همشون دوباره برگشتن ... فکر کن ببین چی میشد اگر می شد ... دوران خوبی بود نه بازم براتون می نویسم درباره مای پردیس



شطرنج آنلاین

والا از شما چه پنهان یک مدتی است هست دارم شطرنج آنلاین آماتوری بازی می کنم هر کاری می کنم به کاراکتر این ربات گوزن یا بوزغاله می خورم ازش می بازم بابا افت داره هر کی برد ما رو هم در جریان بذاره اسکرین شات بذاره اونایی دیگه شون رو راحت می برم با همین بوزغاله شاخدار به مشکل می خورم از قدیم ندیما از زمان اون ملیکا که گفتم با بوزغاله شاخ دار به مشکل میخوردم والا بهترین سایت شطرنج  که من یافتم و دارم بازی می کنم همین سا یت هست



  و یک سایتی دیگه هم هست که از اینجا می توانید وارد شوید  اونجا هم برید شطرنج آنلاین بازی کنید




عععععههههههه گروه مای پردیس اینجا چیکار می کنه ؟ ملیکا این چی میخواد


به مناسبت شب یلدا شعر نو یا سپید

شب بود

شبی جدا از شب های سپری شده

شبی پر از خاطره

پر از هیاهو

پر از احساس پرواز

شبی آکنده از نیاز

شبی بود از شب های اول زمستان

شبی در ظاهر سرد

اما در وجود ما بود گرم

گرم در باطن انسان ها

شبی گرم به خاطر احساس شادی

به خاطر احساس علاقه عاشقان

شبی بود از شب های دی ماه

شبی که همه مردم شاد بودند

همه می خواستند باشند میهمان مهربانی

می خواستند باشند در خاطره این شب جاودانی

آنها پر بودند از عشق

پر بودند از بوی بهار

پر بودند از بوی خاک تازه باران دیده

این شب:

شب یلدا بود

شب خاطره ها

شب با هم بودن و در کنار هم

شب احساس آزادی و رهایی

شب پرواز و جدایی

جدایی از غم و اندوه

شب دوباره زیستن

دوباره نگریستن

نگریست به دنیای پر از زیبایی

با تمام سختی و نگرانی ها

شب زیستن با تمام ای کاش ها و امیدها

بلی

بود شب یلدا

بهترین شب سال های عمر ما



شب یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهارزندگانی است

شب یلدا شب فر و کیان است
نشان ازسنت ایرانیان است

شب یلد ا و وصف بی مثالش
خداوندا مخواه ،هرگز زوالش

شب یلدا فراتر از همه شب
نبینم هیچ کس افتاده در تب

شب یلدا زحزن و غم مبراست
بساط شادمانی ها مهیاست

شب یلدا بیا روشن روان شو
به نزد شاعران همزبان شو

شب یلدا شب سال است ای دل
مرا در انجمن ، شعراست محمل

شب یلدا بلند است و یگانه
نمی گیرد دلم هرگز بهانه

شب یلدا کنار دوستان باش
برای ما گلی ازبوستان باش

شب یلدا به آجیل و ترانه
بساط میوه ها در کنج خانه

شب یلدا ، انار و هندوانه
غذا سبزی پلو، ماهی بهانه




در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام

در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام

کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست

کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام

مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام

در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام

در همان یلدا مرا تا صبح ،دل زد فال عشق

فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام

فال تا آمد مرا گفتی که دیگر، مرده دل

وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام

خوب می دانم قماری بیش این دنیا نبود

من ولی در حسرت بُردی، خمارت مانده ام

سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام



عمرتون صد شب یلدا

دلتون قدر یه دنیا

توی این شب های سرما

یادتون همیشه باما

دل خوش باشه نصیبت

غم بمونه واسه فردا




شب یلداتون مبارک باشه


گذر عمر شعر سپید



می روم در پی کاشانه عمر
تا بدانجا که مرا تاب و توانی برسد
تا بدانجا که به لب آتش آبی برسد
از دل حادثه ها،عمر به عمر می گذرم

بلکه شاید که مرا عمری دراز برسد
...
می روم در پی دلخانه عمر
عمر نوح هم در این مهلکه پایانی هست
گذر عمر در این لحظه هوایدایی هست
گر به دلخانه رسم در پی این عمر گران
وقت کوتاه و ؛ ولی فرصت دیداری هست
...
می روم در پی بگذشته عمر
روزهای که گذشت در خم میخانه دوست
یادگار همه عمر ؛ قلبی که دیوانه اوست
روزگاری که همه قصه بی تابی ماست
نازنین عمری که عالم همه کاشانه اوست
...


می روم شادی کنان از در دروازه عمر
می روم تا که بگویم که هنوز عمری هست
گر به غفلت نرویم ؛ راه به خوشبختی هست
میوه عمر همان پاکی قلب ست ؛ عزیزش داریم
به خدا در گذر عمر ؛ امید فردایی هست




اولین روز مدرسه ام سال 1369

هیچ وقت از یادم نمی ره اولین روز مدرسه که رفتم 1369 بود من چون  6 ماه اول سال بودم تونستم همون سال برم مدرسه پاییز 1369 چه روز ها ی خوبی بود مداد های سو سمار نشان ام رو ور داشتم با یک دفتر 40 برگ کاهی قدیمی خیلی دوسش داشتم نمیدونم چیکار اش کردم اون زمان ها آوردن اتود که داخلش مغز می خورد واسه ما کلاس اولی ها تقریبا قدغن بود اما من یواشکی یکی رو با خودم آوردم سر کلاس مغزها شم یادمه  قرمز و مشکی و یک رنگ دیگه که خاطرم نیست بود قیافه  شم اینطوری بود


یک بار صبح که رفتیم آقا مدرسه شوفاژ مدرسه خراب شده بود و از بقل لوله اش آب می چکید تا 1 هفته درستش نکرده بودند چه دوران خوشی بود مدرسه شهرستانی واقع در هفت تیر مشهد خدا بانی و سازنده شو آقای جواد شهرستانی رو بیامرزه یکبار با یک تویوتا کرونا اومدن سر صف واسه بچه ها همون سال صحبت کردند

خدا هر کسی رو که واسه مردم یک قدم خیر برداشته رو بیامرزه روحش شاد