دیشب داشتم به حرف های تراویس فکر می کردم که می گفت یوفو ها بیان زمانی رو با خودشون ببرن 
بعد به این نتیجه رسیدم که اون داستان که مادر بوزرگا ما واسمون تعریف می
کردند از اون قدیما که چمیدونم : ... " اسم شو بذار انقزی دور چشم هاش قرمزی " شاید این انقزی
یکی از همین آدم سبز ها بوده که از مریخ اومده بود زمین 
احتمالا وقتی مسعود زمانی رو ببرن مریخ اونجا یک دختر مریخی سبز رنگ بهش
میدهند و ما هر شب از طریق دوربین تلسکوپ براش بوس خدافظی می فرستیم
و اون دختره هر شب به زمانی میگه من x625 هستم مثل کارتون چاق و لاغر 


( آخرش رو شوخی کردم بووخدا ) 



اینکه میگم دیوار هر پست رو که براش می فرستند تایید می کنه و خیلی نظارت
روی محتواش نمی کنه سابقه دار است الان باز این دوستمون برای 4 عدد مانکن
سئول ببینید چه عکسی تحریک کننده ای گذاشته ؟
آخه این مانکن رو گذاشتی روشون یک پتوی
حوله ای پارچه ای چیزی
می انداختی که بالای +18 سال شون معلوم نشن 

آقا بد میگم بگو بد میگی باز تراویس بیاد نظر بده ببینیم او چه میگویید لینک البته دیشب پاک اش کردن

البته این ویدیو رو که میبین ان صاحبش که پاک نکرده دیوار هم همانطور که گفتم همه آگهی ها رو تایید میزنه 



پزشک قانونی به بیمارستان دولتی سرکی کشید و مردی را میان دیوانگان دید که
به نظر خیلی باهوش می آمد وی را صدا کرد و با کمال مهربانی پرسید: می بخشید
آقا شما را به چه علت به تیمارستان آوردند؟
مرد در جواب گفت: آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری ۱۸ ساله داشت روزی
پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت از آن روز به بعد زن من، مادر زن
پدر شوهرش شد و چندی بعد دختر زن من که زن پدرم بود، پسری زایید که نامش را
چنگیز گذاشتند چنگیز برادر من شد زیرا پسر پدرم بود اما در همان حال چنگیز
نوه زنم بود و از این قرار نوه من هم می شد و من پدربزرگ برادر تنی خود
شده بودم چندی بعد زن من پسری زایید و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و
حتی مادربزرگ او شد در صورتی که پسرم برادر مادربزرگ خود و حتی نوه او بود
از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم خواهر پسرم می شود بنده ظاهرا
خواهرزاده پسرم شده ام ضمنا من پدر و مادرم و پدربزرگ خود هستم پس پدرم هم
برادر من است و هم نوه ام.
حالا آقای دکتر اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار می شدید آیا کارتان به تیمارستان نمی کشید؟

رفتم از بانک وام بگیرم شرایط را که پرسیدم دیدم از شرایطش فقط کارت ملی و کپیش رو دارم.
رفتم یه کار دولتی پیدا کنم دیدم که از شرایط استخدام فقط ایرانی بودنش رو دارم.
از شرایط ازدواج هم فقط شناسنامش رو دارم.

یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه: «امروز میخوام
ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد
گرفتین یا نه…!»
بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه: «با توجه به
مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که این صندلی وجود
نداره!»
دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه.
بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد.
روزی که نمره ها اعلام شده بود، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود!
اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود: «کدوم صندلی؟»

داستان داماد شدن ملا
روزی از ملا پرسیدند : شما چند سالگی داماد شدید؟
ملا گفت به خدا یادم نیست چونکه آن زمان هنوز به سن عقل نرسیده بودم!![]()
![]()
![]()
![]()
یک ﺭﻭﺯ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻧﺎﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ، ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺭﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻠﻮﺍﻧﺎﻧﺶ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪ ﻭ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ
ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﮐﺮﺩﻡ، ﺷﻤﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻭ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫﯿد
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﻥ ﮔﻔﺖ : 10 ﺗﺎ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﻭﺣﺸﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﻭﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ
ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﻭﻥ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺎرید![]()
![]()
![]()
![]()
عاغاااا
یه رفیق دارم خونشون روبروی تالاره
هر شب میره وسط مجلس میرقصه
خونواده داماد فکر میکنن فامیل عروسه
خونواده عروس فکر میکنن فامیل داماده
.
.
.
دو تا پنجاهی شاباش میگیره
شامشم میخوره میاد خونه
آماده میشه برا شب بعد
ماهی 3 ملیون درامد
هی بگید کار نیست
![]()
![]()
![]()
![]()
روزی مردی در نزد فیلسوف بزرگ افلاطون، سخنانی را به زبان آورد. در میان سخنانش گفت:امروز فلان مرد، تعریفت را میکرد که افلاطون، مرد بزرگواریست و کسی مانند او وجود ندارد.
افلاطون پس از شنیدن این حرف، سر فرود برد و سخت دلتنگ شد.
آن مرد به افلاطون گفت:ای حکیم! چه چیزی گفتم که چنین دلتنگ شدی؟
افلاطون در جواب به او گفت:ای خواجه! من از تو آزرده خاطر نشدم ولی مصیبت بالاتر از اینکه جاهلی مرا ستایش کند و کارم در نظرش پسندیده آید؛ چیست؟ نمیدانم او به خاطر چه کار جاهلانه ای از من خوشش آمده و مرا بخاطر آن ستوده است.
یکسری هم مانور زمین لرزه بود
طرف پرسید امنترین جا کجاست؟
گفتم قلب کسیکه دوستش داری
با سگ های زنده یاب و بیل افتاد دنبالم.
سر امتحان شهری دختره اومد نشست پشت فرمون
سرهنگه گفت روشن کن برو عقب.. !!
دختره ماشینو روشن کرد
پیاده شد رفت عقب نشست…
.
دیگه کسی سرهنگ و از اون روز تا حالا ندیده. میگن تو کوچه ها بادکنک میفروشه.![]()
![]()
![]()
![]()
اگر کسی با تو نامهربانی کرد با او مهربان باش اگر بی وفایی دیدی وفا دار باش دروغ شنیدی تو راستگو باش اگر بدی کرد خوبی کن با دشمنت دوستی کن . همینطور اسکل وار ادامه بده تا منهدم شی به امید خدا
![]()
![]()
![]()
زمونه جوری شده دختر ۱۴ ساله رو میبینی فکر میکنی ۲۶ سالشه…
زن ۴۰ ساله رو میبینی انگار ۱۴ سالشه…
پسر میبینی انگار دختره…
دختر میبینی انگار پسره…
بعد میگن چرا دیوونه شدی![]()
![]()
![]()
زن و مردی واسه طلاق رفتند به دادگاه.
قاضی گفت شما سه تا بچه دارید… چجوری میخواید بین خودتوون تقسیمش کنید؟؟
زن و مرد بعد از یه مکالمه و جر و بحث طولانی رو به قاضی گفتند:باشه آقای قاضی ما سال دیگه با یک بچه بیشتر میایم
.صبر کنید… جوک هنوز تموم نشده!
.
۹ ماه بعد…اونا دوقولو به دنیا آوردن
![]()
![]()
![]()
بهترین هدیه مرد به همسرش “طلا” نیست، بلکه “توجه” است و بس!
اما اگر یک مرد خوب؛ به همسرش توجه کنه
متوجه میشه که همسرش “طلا” میخواد و بسنخند
توجه کن![]()
![]()
![]()
![]()
خوب بید منتظر نظر های شما عزیزان دل هستم
به گزارش یورو نیوز
سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا (ناسا) اعلام کرد که گروهی از دانشمندان و کارشناسان این سازمان از روز دوشنبه تحقیقات تازهای را درباره اشیاء پرنده ناشناس یا همان بشقاب پرندهها آغاز کردند.
ناسا اعضای این تیم را شامل فضانورد سابق، اسکات کِلی و ۱۵ دانشمند و متخصص در زمینههای علم دادهها، فیزیک، اخترفیزیک، نجوم، اقیانوس شناسی و چندین رشته دیگر معرفی کرد که مطالعهای ۹ ماهه را به عنوان مقدمه مطالعات آینده در مورد ماهیت اشیاء پرنده ناشناس آغاز کردهاند.
سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا همچنین خاطر نشان کرد که که این بررسی تازه صرفا با اتکا به دادهها و اطلاعات طبقهبندی نشده انجام خواهد شد.

تصویر منتشر شده از سوی نیروی هوایی آمریکا از فرود کاوشگر فضایی وایکینگ در صحرای مکزیک، ۱۹۷۲
این تحقیقات مجزا از بررسیهای گروهی است که از چندین سال پیش در پنتاگون (وزارت دفاع ایالات متحده) مشغول بررسی گزارش خلبانان نیروی هوایی در مورد اشیاء ناشناس پرنده هستند.
تعداد مواجهه خلبانان ارتش آمریکا با اشیاء پرنده ناشناس در سالهای اخیر و پس از تشویق آنها از سوی پنتاگون برای ثبت مشاهداتشان افزایش یافته است. مطابق گزارش پنتاگون تعداد برخوردهای گزارش شده به حدود ۴۰۰ مورد در ۲۰ سال گذشته افزایش یافته که ۱۱ مورد از آن مواجهه نزدیک جنگندهها با اجسام عجیبی بوده که با سرعت بالا و بدون سیستم محرکه مشخصی در حال حرکت بودهاند.
البته گزارش دفتر مدیریت اطلاعات ملی آمریکا (ODNI) و گروه ویژه اشیاء ناشناس پرنده در پنتاگون که سال گذشته منتشر شد، از عدم یافتن مدرکی مبنی بر منشا این اشیاء از یک دشمن خارجی یا ماهیت فرازمینی حکایت داشت ولی در عین حال، محققان قادر به توضیح دلایل بروز اکثر حوادث گزارش شده نبودند.
منبع : وبسایت یورو نیوز